عنوان؟

توضیح؟

از اون‌جایی که دیروز متوجه شدم اگر اینجا چیزی‌رو بنویسم احتمال انجام‌دادنش بیشتره، کارای امروزم‌رو هم می‌نویسم.

۱- نه به بربری!

۲- نوشتن پیرنگ رمان

۳- حداقل ۳۰ دقیقه گوش دادن کتاب صوتی

۴- زنده موندن تو قطعی برق پیش رو

۵- چیزی که قراره یکم دیگه پیش بیاد، نباید روی مود فعلی‌ام تاثیری بذاره.

شاید کم و مسخره باشن، ولی زیادم هست.

دیروز تو تلگرام دیدم یه چنل سریال بی‌ال دارم؛ قبلا مثل این می‌موند که یه گنج مخفی داشته باشم، ولی الان هیچ حسی ندارم و اول صبحی گرفتم لفت دادم. خوشحالم که برگشتم به حالت عادی خودم.

متوجه شدم صبح‌ها بیشتر از هر زمان روز، انگیزه دارم؛ پس هر کاری بخوام بکنم باید بندازمش صبح.

همچنان قصد لاغری ندارم ولی حداقلش تصمیم گرفتم اون چیزی که چاقم می‌کرد، بندازم دور. شاید یه‌روز شبیه آدم شدم، اون‌موقع حتما از ظاهرم سواستفاده می‌کنم. :/ حتما انجامش می‌دم. :/ حتما حتما انجامش می‌دم. :/ حتما حتما حتما انجامش می‌دم. :/

روز بخیر.

دل‌بسته‌ام به این دیار و این خانه و خاک. از هر کوچه‌ای رد می‌شوم، خاطره‌ها برایم زنده می‌شوند؛ چه شکلات‌هایی که از پیرمردهای سرزنده و پرانرژی (!) محل نگرفته‌ام.

می‌گویند «تو لایق بیشتر از این‌هایی، پس چرا نمی‌روی؟» مگر می‌شود؟ درخت هرچقدر هم که قد گرفته باشد، از ریشه که کنده شد، خشک می‌شود. هر کسی و هر چیزی جایی دارد، جای من هم این‌جاست. فکر می‌کنند درنهایت از ماندن، پشیمان می‌شوم؛ درست است که از خیلی چیزها پشیمانم، اما تابه‌حال حتی فکر رفتن هم به سرم نزده. من به این‌جا نیاز دارم و این‌جا هم به من؛ «وَ اللهُ جَعَلَ لَکُم مِن بُیوتِکُم سَکَنّا».

 

*حقیقتا از اون‌جایی که تیر خوردم، نمی‌تونم بیشتر از این ادامه‌ش بدم.