تکالیف خانم معلم.
دال. | 15:41 1405/6/3 | 6 نظر | 11 پسنددلبستهام به این دیار و این خانه و خاک. از هر کوچهای رد میشوم، خاطرهها برایم زنده میشوند؛ چه شکلاتهایی که از پیرمردهای سرزنده و پرانرژی (!) محل نگرفتهام.
میگویند «تو لایق بیشتر از اینهایی، پس چرا نمیروی؟» مگر میشود؟ درخت هرچقدر هم که قد گرفته باشد، از ریشه که کنده شد، خشک میشود. هر کسی و هر چیزی جایی دارد، جای من هم اینجاست. فکر میکنند درنهایت از ماندن، پشیمان میشوم؛ درست است که از خیلی چیزها پشیمانم، اما تابهحال حتی فکر رفتن هم به سرم نزده. من به اینجا نیاز دارم و اینجا هم به من؛ «وَ اللهُ جَعَلَ لَکُم مِن بُیوتِکُم سَکَنّا».
*حقیقتا از اونجایی که تیر خوردم، نمیتونم بیشتر از این ادامهش بدم.