عنوان؟

توضیح؟

آا، امروز، روز مهمیه برام، شاید...؟ قبل شروع به نوشتن، فکر می‌کردم مهمه اما الان دارم کم‌کم حس می‌کنم چندان هم مهم نیست. بگذریم. وقتشه خودم‌رو تو چیزی که بالای ده سال تجربه و مهارتش‌رو دارم، به خودم ثابت کنم؛ تنها چیزیه که توش اعتقاد‌به‌نفس دارم و خودم‌رو بهتر از بقیه می‌دونم، هرچند قرار نیست بگم چیه.

صبح که بیدار شدم، به‌جای سه‌تا، دوتا قرص خوردم، درواقع چند روزیه که یکی‌شو کم کردم؛ فعلا تغییر منفی‌ای ندیدم، امیدوارم همین‌طور بمونه.

دیشب که خبرارو می‌خوندم، تاحدی به آینده امیدوار شدم...

امروز چندان گرم به‌نظر نمی‌رسه، برق قراره زودتر بره و خوشبختانه تو همون دو ساعت، نم‌نم بارون داریم؛ خب من بااین‌که هیچ‌وقت بیرون نمی‌رم، ولی همیشه آب‌وهوا رو چک می‌کنم.

*جدیدا زورم‌رو می‌زنم تا هی از علامت تعجب استفاده نکنم، چون خانم معلم عصبانی می‌شه؛ ولی واقعا از نظر فنی، باید یه‌سری جاها استفاده‌ش می‌کردم.